به گزارش نجواخبر، چهار سال از جنگ میان روسیه و اوکراین میگذرد، اما نه زلنسکی توانست به اهداف خود با حمایت تمام جبهه غرب و آمریکا دست یابد و نه روسیه آنطور که تصور میشد توانست با توانایی لجستیکی بالایی که دارد، پیروز این میدان باشد. دو طرف همچنان درگیر یک جنگ هویتی، ارضی و سیاسی ـ بینالمللی هستند که علاوه بر وخامت اوضاع سیاسی و اقتصادی و امنیتی در هر یک از این کشورها، بسیاری از امور بینالمللی و منطقهای تحت الشعاع این درگیری طولانی قرار گرفته است.
تحلیلگران معتقدند، جنگ روسیه و اوکراین در بن بستی گرفتار شده که راه برون رفت از آن دشوار است. اوضاع در میدان حاکی از این است که با وجود در اختیار داشتن بخشهایی از خاک اوکراین توسط روسیه، اما مسکو حاضر نیست به همین میزان بسنده کند. این تحلیلگران میگویند، شاید یکی از دلایل امتناع مسکو پرستیژ این کشور باشد که چون قدرت او زیر سؤال رفته و ناتوانیاش در موازنه میان اوکراین و غرب بیش از آنچه تصور میکرد در دنیا بروز پیدا کرد، سعی دارد تا جای ممکن دست به تصرف سرزمین در اوکراین بزند.
در سال نخست جنگ، روسها استراتژی متزلزل و ناپایداری داشتند گرچه با پیشروی به سمت شرق و شمال شرق اوکراین بخشهایی را در اختیار گرفتند، اما بعد از آنکییف نیز توانست مناطقی را آزاد کند و تاحدودی روحیه از دست رفته خود را ترمیم کند اما هیچکدام از تحولاتی که اتفاق افتاد نه پایدار بود و نه توانست راهحلی برای این بحران باشد.
شکست دیپلماسی؛ از استانبول تا ژنو
در این سالها کشورهای مختلفی در قالب میانجیگر تلاش کردند تا راهحلی دیپلماتیک برای این بحران پیدا کنند، اما نه نشست جده دستاوردی برای اوکراین داشت، نه مذاکرات استانبول نتیجهای در بر داشت. موارد مشابه دیگر نیز هیچکدام برای حل بحران مسکو و کییف راهگشا نبودند. از یک سال پیش نیز به رهبری ترامپ و تلاشهای ایالات متحده فشارهایی به طرفین وارد شد تا مذاکرات صلح را آغاز کرده و به یک توافقی برسند. پیشنهاداتی مانند شرکت در بهره برداری از معادن اوکراین تا تحریمهای متعددی که علیه روسیه اعمال شد از جمله فشارهایی بود که از سوی آمریکا برای وادار کردن اوکراین به آمدن پای میز مذاکره انجام شد. در عین حال تناقض جدی مواضع کشورهای اروپایی حامی اوکراین با مواضع تازه دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا نتوانست تلاشهای آمریکا برای میانجیگری میان این دو کشور را تاکنون به ثمر برساند.
سومین دور مذاکرات روسیه و اوکراین طی ماههای اخیر با میانجیگری آمریکا در ژنو برگزار شد، اما این مذاکرات هم با وجود جو مثبتی که پیش از مذاکرات به وجود آمد به نتیجه منجر نشد و دو طرف این مذاکرات را «دشوار» توصیف کردند.
فشارهای واشنگتن و معادله «دشوار» کییف
کارشناسان معتقدند که روسیه با توجه به مواضع سرسختانهای که دارد به همین راحتی با کشورهای اقماری خودش به توافق نمیرسد. اما مشکل اصلی در مذاکرات با اوکراین، پذیرش خواستههای روسیه از سوی اوکراین نیست، بلکه تحمیلی است که از ناحیه آمریکا اتفاق افتاده و طی یک سال اخیر فشارهای زیادی از سوی دونالد ترامپ به زلنسکی رئیسجمهور اوکراین وارد شده است تا با پذیرش برخی از خواستههای اساسی روسیه شرایط را برای آتش بس و در نهایت خاتمه جنگ و برقراری صلح فراهم کند. به عبارتی ترامپ تلاش دارد تا با سواستفاده از موقعیت خود در رابطه با کمک های مالی و نظامی به اوکراین، مقامات این کشور را به سمت مصالحهای ناخواسته سوق دهد. از این رو باید گفت که روند مذاکرات صلح میان روسیه و اوکراین در بسیاری از موارد ماهوی و ذاتی این کشورها نیست.
در رابطه با مذاکرات صلح بیان این نکته حایز اهمیت است که برخلاف دوران جو بایدن تعاملات و همراهی اروپا و آمریکا برای حمایت از اوکراین به شدت از بین رفته است و به عبارتی اوکراین به موضوع رقابت میان اروپا و آمریکا تبدیل شده است.
مسکو از همان ابتدای جنگ چند موضوع را به عنوان شروط پایان جنگ مطرح کرد که از آن جمله میتوان به عدم عضویت کییف در ناتو، بی طرف ماندن و کاهش نیروهای نظامی اوکراین اشاره کرد و این شروط همچنان برقرار است.
تصرف و در اختیار داشتن بخشهایی از خاک اوکراین توسط روسیه یکی دیگر از موضوعات مهم و اختلاف برانگیز است؛ روسیه اصرار دارد بخشهایی از ۱۴ استان جنوب شرقی اوکراین را در اختیار بگیرد.
ولودیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین اخیرا در پیامی تاکید کرد، کشورش مانعی برای دستیابی به صلح نخواهد بود و هر اقدام لازم برای پایان جنگ را انجام خواهد داد.
اما همچنان سؤال مهم در حل بحران اوکراین و روسیه این است که چرا با وجود رایزنیهای دیپلماتیک و متعددی که طی اینسالها انجام شد، این مذاکرات به نتیجه نمیرسد؟
قطعا یکی از مهمترین عوامل دخیل در این مسئله حمایت قاطع و یا کارشکنی کشورهای اروپایی در مذاکرات صلح است. به نظر میرسد دولت اوکراین تحت شرایطی میتواند با روسیه موافقت کند اما به پشتوانه کشورهای اروپایی و اعمال فشار آنها موضع سختی را در پیش گرفته است.
هر چند دولت فعلی آمریکا بهعنوان میانجی روسیه و اوکراین در حال فعالیت است اما روشن است که رویکردی میانجیگرانه صرف ندارد. در تحولی عجیب امروز با دولتی در آمریکا مواجه هستیم که بیش از اوکراین مواضع و نقطه نظر روسیه را دنبال میکند در حالی که دولت قبلی آمریکا نقش زیادی در شروع جنگ و حمایت از اوکراین داشت و هدف اصلی آنها از درگیری با روسیه، زمینگیر کردن مسکو در یک جنگ تمام عیار بود. بنابراین این شرایط و دوگانگی و تناقض در مواضع و اهداف شرایط حلوفصل این مناقشه را بیش از پیش پیچیده ساخته است.
سه سناریو برای آینده جنگ
آینده مبهم جنگ روسیه و اوکراین نگرانیهای جدی را در نظم جدید بینالمللی ایجاد کرده است و بر همین اساس سناریوهای مختلفی را در این ارتباط میتوان متصور شد.
سناریوی نخست، این است که جنگ به همین شکل ادامه مییابد و شرایط جنگی باقی خواهد ماند و پیروزی روشن و آشکاری را شاهد نخواهیم بود و مذاکرات دو طرف بدون هیچ دستاورد خاصی ادامه پیدا میکند. سناریو دوم، اینکه کییف و غرب شرایط روسیه را میپذیرند و این احتمال نیز میتواند وجود داشته باشد. همزمان روسیه در صحنه نظامی دستاورد بهتر و قاطعتری بدست آورد و تصرفات سرزمینی بیشتری را در اختیار بگیرد. سناریوی سوم، کاهش تنش میان دو طرف و ادامه مذاکرات از طریق کانالهای دیپلماتیک و میانجیگری آمریکا و دستیابی به آتش بس موقت است؛ البته این سناریو همان طور که تاکنون دیدیم دشوار به نظر میآید.
آنچه در آغاز ورود به پنجمین سال جنگ روسیه و اوکراین روشن است، تداوم جنگ و عدم پذیرش شرایط و ملاحظات طرفین از سوی دو طرف اصلی ماجراست. دو طرف همچنان به لحاظ کیفی و کمی در سطوح سیاسی و امنیتی و اقتصادی خود را در قدرت میبینند از این رو بعید است به این زودی و تحت شرایط تحمیلی حاضر به برقراری آتش بس باشند. در چهار سال گذشته روسیه و اوکراین با همراهی متحدانشان یا به طور مستقل توانستند از پس مشکلاتی از جمله تأمین انرژی و سوخت، تأمین تجهیزات نظامی و منابع مالی و رفع تحریمهای گسترده برآیند بنابراین وقتی دو طرف اصلی همچنان بر نقاط قوت خود تکیه دارند چشماندازی برای حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک این مناقشه وجود ندارد و اگر مذاکرات و توافقی هم در آینده نزدیک با میانجیگری و اصرار آمریکا اتفاق افتاد به دلایل فوق پایدار نخواهد بود.