کد خبر : 392366 تاریخ : 1405 سه‌شنبه 14 مهر - 13:15
سومین سالگرد درگذشت آتیلا پسیانی هرچند مرگ قطعی‌ترین اتفاق زندگی است ولی دوستان آتیلا پسیانی هر جوری که نگاه می‌کردند، می‌دیدند که مرگ به آتیلا پسیانی نمی‌آمد چراکه او سرشار از زندگی بود.

به گزارش نجواخبر، امروز چهاردهم مهر ماه، سومین سالگرد درگذشت آتیلا پسیانی است. سه سال پیش عصر یکی از روزهای اول پاییز، خبر درگذشت او در فرانسه منتشر شد. دوستانش می‌دانستند که برای ادامه درمان در فرانسه به سر می‌برد. حالش خوش نبود اما در همان حال بدش هم تصاویری از او منتشر شد پر از خنده؛ خنده‌هایی که گویی جان زندگی را مکیده بود.

حالا اما سه سال است که او مهمان قطعه هنرمندان بهشت زهراست.

عمرش چندان بلند نبود و به اندازه خودش هم سختی‌ها و مرارت‌های زندگی را چشیده بود اما عادت به آه و ناله نداشت و خوب بلد بود معدود فرصت‌هایی را که در زندگی دست می‌دهد، غنیمت بداند.

شغل مادرش، جمیله شیخی، بازیگری بود و کودکیِ پسیانی در پشت صحنه‌های تئاتر سپری شد و هیچ عجیب نبود که به نمایش علاقه‌مند شود و جالب‌تر آنکه در ۱۰ سالگی نخستین تجربه بازیگری خود را به انجام رساند. بازیگر نمایش «حکومت زمان خان» روی صحنه حاضر نشد و رکن‌الدین خسروی، کارگردان نمایش، پسیانی ده ساله را برای بازی در این نمایش در نظر گرفت. او در این نمایش دو نقش احمدشاه قاجار و شاگرد دلاک را بازی کرد.

در ۱۱ سالگی برای خودش مسجل شده بود که آینده‌اش در کار هنر رقم خواهد خورد. علاقه‌اش به نمایش قطعی بود ولی سلیقه هنری او با آثاری که مادرش در آنها بازی می‌کرد، تفاوت داشت. مدتی به بحث و گفت‌وگو گذشت و در نهایت در ۱۶ سالگی به کارگاه نمایش که ویژه آثار تجربی و آوانگارد تعریف شده بود، رفت و تا پایان زندگی‌اش به سبک و سیاق و نگاه کارگاه نمایش وفادار ماند.

با وقوع انقلاب اسلامی و مهاجرت تعدادی از اعضای کارگاه نمایش و تغییر سیاق تعدادی دیگر از اعضای آن که در ایران به سر می‌بردند، پسیانی بارِ این علاقه را به تنهایی به دوش کشید و این چنین شد که از او به عنوان یکی از بنیان‌گذاران تئاتر تجربی در ایران یاد می‌شود.

او اواخر دهه ۶۰ با همراهی همسرش، فاطمه نقوی، گروه تئاتر «بازی» را پایه‌ریزی کرد. گروهی که در سال‌های پایانی عمرش، سرپرستی آن را به دخترش، ستاره، سپرد.

در این گروه علاوه بر خانواده چهار نفره پسیانی، (آتیلا، ستاره، خسرو پسیانی و فاطمه نقوی) اعضای دیگری هم فعال بودند چون محمد چرم‌شیر، حمید جبلی و در سال‌های بعد، اصغر پیران، روح‌الله حق‌گوی لسان و ...

پسیانی کارگردانی سختگیر و بازیگری پرکار بود. در کارنامه هنری کمتر بازیگری بتوان به اندازه کارنامه بازیگری او، نقش‌آفرینی در آثار گوناگون یافت.

او بازیگری در آثار تصویری را حرفه خود می‌دانست ولی در تئاتر، نگاهش سختگیرانه‌تر , معیارهایش متفاوت‌تر بود. با وجود این حساسیت، اما همواره از جوانان مستعدی که در اطراف خود می‌دید، حمایت می‌کرد. بسیاری از نقش‌آفرینی‌های او در تئاتر در آثار همین جوانان رقم خورد.

پسیانی در نمایش‌هایی چون «کوارتت» به کارگردانی امیررضا کوهستانی، «جنگ و صلح» کار رضا ثروتی، «آنتیگونه» و «کالیگولا» هر دو به کارگردانی همایون غنی‌زاده، «نامبرده» کار علی اصغر دشتی، «طناب» به کارگردانی نصیر ملکی جو، «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» به کارگردانی جابر رمضان، «باغبان مرگ» به کارگردانی آروند دشت‌آرای و ... بازی کرد. ضمن اینکه علاوه بر این نقش‌آفرینی‌ها، در بسیاری از آثار آنان اموری چون طراحی نور، مشاوره کارگردانی یا هماهنگی برای نقش‌آفرینی بازیگران دیگر را بر عهده داشت.

اما عشق و علاقه نسل جوان‌تر به پسیانی صرفا به دلیل همکاری‌های رسمی‌اش با نمایش‌های آنان نبود. او همواره حامی و دوستی قابل اتکا برای جوانانی بود که آنان را فرزندان خویش می‌نامید.

پسیانی در راستای تعلقات خود به تئاتر تجربی، بعضی از نمایش‌نامه‌های شناخته شده و متون کلاسیک را بازآفرینی کرد که نتیجه آن اجرای نمایش‌هایی همچون «قهوه قجری» براساس «هملت»، «تبار خون» با نگاهی به «لیرشاه»، «بحرالغرایب» با نگاهی به «طوفان»، «دیابولیک رومئو ژولیت» بر اساس آثار شکسپیر، «کشتی شیطان» با نگاهی به نمایش‌نامه «زن دریایی» هنریک ایبسن، «عرق خورشید اشک ماه» بازخوانی نمایش‌نامه «یغمای باشکوه خورشید» نوشته پیتر شفر و ... است.

آخرین حضور پسیانی در تئاتر با نمایش خاطره‌انگیز «قهوه قجری» رقم خورد. او بعد از حدود ۲۰ سال تصمیم گرفت دوباره این نمایش را با حضور بازیگران نسل جوان روی صحنه ببرد.

این نمایش با بازی نوید محمدزاده، هوتن شکیبا، اصغر پیران، روح‌الله حق‌گوی لسان و نوید جهانزاده، ابتدا در سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت و بعد از آن اجرای عمومی خود را در زمستان سال ۹۸ در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر آغاز کرد اما هنوز چند شبی از اجرای آن نگذشته بود که به دلیل همه‌گیری کرونا، سالن‌های تئاتر تعطیل شد و اجرای این نمایش ناتمام ماند و این یکی از کارهای ناتمام آتیلا پسیانی شد.

او بسیار مشتاق بود تا سالنی برای تمرین و اجرای آثار گروه تئاتر «بازی» در اختیار داشته باشد اما آرزوی او که رویای مشترک بسیاری از هنرمندان تئاتر است، محقق نشد.

بهار سال ۱۴۰۲ که همزمان با زادروزش بزرگداشتی برای او در خانه هنرمندان ایران برپا شد، پسیانی با وجود نحیف شدن اندامش همان شیطنت و نگاه سرشار از زندگی را داشت و با همان طنازی همیشگی‌اش با دیده تردید به این بزرگداشت نگریست و گفت هر زمان که کارها بر طبق روال انجام می‌شد و مسئله خاصی پیش نمی‌آمد، من و محمد چرم‌شیر می‌گفتیم یک جای کار می‌لنگد، امشب هم همین حس را دارم که یک جای کار می‌لنگد.

و راست می‌گفت یک جای کار می‌لنگید؛ قرار نبود تولد سال بعدش را ببیند. چند ماهی بعد از برپایی این بزرگداشت، در میانه ماه مهر و با اینکه مرگ اصلا به او نمی‌آمد، رهسپار جهانی دیگر شد.