هرمز مسیرارتباطی با دریای عمان و اقیانوس هند است،یکی از مزیتهای پنهان این آبراهه قدرت ترانزیت و بازصادرات است.
به گزارش نجواخبر، اختلال یا محدودیت در تردد تجاری از تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله حملونقلی یا امنیتی نیست؛ تداوم چنین وضعیتی میتواند در بلندمدت آرایش کریدورهای تجاری منطقه را نیز تحتتأثیر قرار دهد، در این میان، یکی از سناریوهای قابل بررسی، شکلگیری سازوکاری برای دریافت عوارض عبور کالا و ایجاد یک مسیر تجاری جدید میان ایران و عمان است؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند بر مزیت رقابتی بنادر منطقه، بهویژه بنادر امارات، اثر بگذارد.
تنگه هرمز از مهمترین گلوگاههای تجارت انرژی جهان است. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست 2025 بهطور متوسط روزانه 20.9 میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور کرده که معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان بوده است،
اما اهمیت هرمز تنها به نفت محدود نمیشود، این آبراه، مسیر ارتباطی بنادر خلیج فارس با دریای عمان و اقیانوس هند است و به همین دلیل، هر تغییر پایدار در سازوکار عبور از آن میتواند هزینه و زمان حمل کالا را در زنجیره تجارت منطقهای تغییر دهد.
عوارض؛ درآمد مستقیم یا تغییر مسیر تجارت؟
اگر در آینده سازوکاری شکل بگیرد که بر اساس آن عبور کالاهایی که مقصد نهایی آنها بنادر امارات است مشمول عوارض یا هزینههای جدید شود، در حالی که کالاهای ورودی به بنادر ایران از چنین هزینهای معاف باشند، معادله اقتصادی انتخاب بندر میتواند تغییر کند،
برای مثال، کالایی که از چین، هند یا اروپا بهمقصد بندرعباس وارد میشود، پس از تخلیه میتواند بدون عوارض از طریق شبکه حملونقل زمینی یا دریایی به بازارهای منطقهای مانند عراق، قطر، بحرین، عربستان و سایر کشورهای پیرامونی منتقل شود، در مقابل، اگر ورود مستقیم همان کالا به بنادر امارات مستلزم پرداخت عوارض اضافی باشد، بخشی از مزیت قیمتی مسیر امارات کاهش خواهد یافت،
البته میزان این اثر به چند متغیر وابسته است؛ از جمله رقم عوارض، هزینه تخلیه و بارگیری، کیفیت زیرساختهای بندری، زمان ترخیص، هزینه حمل داخلی و همچنین ریسک و قابلیت اطمینان مسیر،
بنابراین، عوارض بهتنهایی نمیتواند مزیت بندر را جابهجا کند؛ اما اگر با کاهش هزینههای بندری و تسهیل ترخیص در بنادر ایران همراه شود، میتواند در تصمیم صاحبان کالا برای انتخاب مسیر اثرگذار باشد.
امارات و اقتصاد بازصادرات
اهمیت این سناریو زمانی روشنتر میشود که جایگاه بازصادرات در اقتصاد تجاری امارات مورد توجه قرار گیرد. طبق آمار رسمی منتشرشده از سوی دولت امارات، ارزش بازصادرات این کشور در سال 2025 به حدود 830.2 میلیارد درهم معادل 226 میلیارد دلار رسید که 15.7 درصد بیشتر از سال 2024 بود،
این رقم در سال 2024 نیز حدود 719 میلیارد درهم اعلام شده بود و بازصادرات 24.5 درصد از تجارت غیرنفتی امارات را تشکیل میداد،
این اعداد نشان میدهد بازصادرات صرفاً یک فعالیت جانبی برای اقتصاد امارات نیست، بلکه بخشی قابلتوجه از مدل تجاری این کشور محسوب میشود. امارات در سالهای گذشته با تکیه بر بنادر، مناطق آزاد، خدمات لجستیکی، انبارداری و شبکه گسترده تجاری، خود را به یکی از مراکز اصلی توزیع کالا در منطقه تبدیل کرده است.
نقطه مهمتر از درآمد عوارض
بر همین اساس، اگر بخشی از مزیت ناشی از عبور و بازصادرات کالا از امارات به مسیرهای ایرانی منتقل شود، ارزش اقتصادی این اتفاق میتواند بسیار بیشتر از درآمد مستقیم حاصل از عوارض باشد.
درآمد عوارض، درآمدی مستقیم و قابل اندازهگیری برای دولتهای مسیر خواهد بود؛ اما انتقال بخشی از جریان کالا به بنادر ایران، زنجیره بزرگتری از فعالیتهای اقتصادی را بههمراه دارد: تخلیه و بارگیری، انبارداری، خدمات بندری، حملونقل جادهای و ریلی، بیمه، خدمات مالی و گمرکی و در نهایت صادرات مجدد کالا به بازارهای منطقه،
بهبیان دیگر، مسئله اصلی این نیست که ایران و عمان چهمیزان عوارض از عبور کالا دریافت میکنند؛ مسئله مهمتر این است که چهسهمی از جریان تجارت منطقهای میتواند بهجای عبور از یک مرکز بازصادراتی، مستقیماً از کریدور ایران عبور کند.
مزیتی که میتواند دوباره تعریف شود
در چنین سناریویی، بندرعباس میتواند از یک بندر مقصد برای بخشی از واردات ایران، به یکی از نقاط توزیع کالا برای بازارهای منطقهای تبدیل شود، البته تحقق این هدف صرفاً با تغییر عوارض امکانپذیر نیست و نیازمند رقابتپذیری واقعی در زمان ترخیص، هزینه حمل، زیرساخت، ثبات مقررات و خدمات لجستیکی است،
از این منظر، تحول احتمالی در هرمز را باید فراتر از مسئله دریافت عوارض دید. اگر قواعد عبور کالا بهگونهای تنظیم شود که مسیر ایران از نظر مجموع هزینه و زمان برای صاحبان کالا جذابتر از مسیرهای رقیب باشد، بخشی از مزیت لجستیکی منطقه میتواند جابهجا شود،
در این صورت، درآمد عوارض تنها نخستین لایه منفعت خواهد بود و منفعت بزرگتر، شکلگیری یک کریدور تجاری جدید و افزایش سهم ایران از تجارت و بازصادرات منطقهای خواهد بود؛ موضوعی که میتواند در سالهای آینده به یکی از مهمترین متغیرهای رقابت بندری در خلیج فارس تبدیل شود.